واشنگتن پس از شکست انتخاباتی ، آیا جنگ با ایران دشوارتر می شود؟

چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۵ 20:49

در سیاست آمریکا، گاهی نتیجه یک انتخابات را باید نه در سخنرانی های پیروزی، بلکه در محاسباتی جست و جو کرد که پس از آن در کاخ سفید آغاز می شود. دونالد ترامپ همچنان رئیس جمهور است، اما انتخابات میان دوره ای ۲۰۲۶ معادله قدرت در واشنگتن را تغییر داده است: دموکرات ها کنترل مجلس نمایندگان و سنا را به دست آورده اند و جمهوری خواهان دیگر از حمایت اکثریت هر دو مجلس برخوردار نیستند.

این شکست فقط یک عقب نشینی حزبی نیست. جنگ با ایران، افزایش هزینه های زندگی و فشار اقتصادی ناشی از بحران، در شکل گیری نارضایتی رای دهندگان نقش داشته اند. اکنون پرسش اصلی این است: آیا ترامپ می تواند سیاست خود در قبال ایران را با همان آزادی عمل گذشته ادامه دهد، یا کنگره جدید مسیر جنگ را تغییر خواهد داد؟

پاسخ کوتاه این است: احتمال ادامه جنگ به شکل گذشته دشوارتر شده، اما خطر تشدید نظامی از بین نرفته است. در مقابل، تغییر اساسی در سیاست تحریم و فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، بسیار کمتر از تغییر در نحوه پیشبرد جنگ محتمل به نظر می رسد.

دولت تقسیم شده؛ تغییر در موازنه قدرت

وقتی ریاست جمهوری در اختیار یک حزب و هر دو مجلس کنگره در اختیار حزب رقیب قرار می گیرد، از دولت تقسیم شده سخن می گوییم. در چنین وضعیتی، رئیس جمهور همچنان اختیارات اجرایی و نظامی مهمی دارد، اما دیگر نمی تواند انتظار داشته باشد که کنگره در همه موضوعات با او همراه شود.

کنگره درباره بودجه تصمیم می گیرد، انتصاب های مهم را در سنا بررسی می کند و می تواند مقام های دولت را برای پاسخ گویی فرا بخواند. کمیته های تحت کنترل دموکرات ها اکنون امکان بیشتری برای بررسی تصمیم های دولت، مطالبه اسناد و تحقیق درباره نحوه اداره جنگ دارند. همچنین، طرح های قانونی دولت که به تصویب کنگره نیاز دارند، با مانع جدی تری روبه رو خواهند شد.

با این حال، اکثریت دموکرات ها به معنای در اختیار داشتن تمام قدرت نیست. ترامپ می تواند قوانین مصوب را وتو کند و دموکرات ها برای بی اثر کردن وتو به حمایت دو سوم اعضای هر دو مجلس نیاز دارند. افزون بر این، رئیس جمهور می تواند بسیاری از اقدامات نظامی را بدون انتظار برای تصویب یک قانون جدید آغاز کند.

بنابراین، نتیجه انتخابات اختیار رئیس جمهور را از میان نبرده است؛ بلکه هزینه سیاسی و نهادی استفاده از آن را افزایش داده است.

ایران؛ فشار اقتصادی باقی می ماند، جنگ زیر ذره بین می رود

برای تحلیل سیاست آمریکا در قبال ایران، باید میان دو مسیر تمایز گذاشت: سیاست فشار اقتصادی و تحریم ها از یک سو، و تصمیم درباره ادامه یا گسترش عملیات نظامی از سوی دیگر.

در موضوع نخست، نباید از پیروزی دموکرات ها انتظار چرخشی اساسی داشت. فشار اقتصادی بر ایران در سیاست آمریکا سابقه ای فراتر از دولت ترامپ و حزب جمهوری خواه دارد. بخش مهمی از تحریم ها نیز بر پایه قوانین مصوب کنگره شکل گرفته است. در نتیجه، تغییر ترکیب کنگره به خودی خود به معنای کاهش تحریم ها یا کنار گذاشتن راهبرد فشار نیست. حتی اگر دموکرات ها با شیوه اداره جنگ مخالفت کنند، همچنان می توانند از حفظ تحریم ها و محدود کردن توان اقتصادی و راهبردی ایران حمایت کنند.

اما در موضوع جنگ، شرایط متفاوت است.

نخستین پیام انتخابات برای کاخ سفید این است که ادامه یک درگیری پرهزینه، بدون توضیح روشن درباره اهداف و نتیجه نهایی آن، می تواند پیامد انتخاباتی داشته باشد. افزایش هزینه سوخت و فشار بر معیشت آمریکایی ها، جنگ را از یک موضوع دوردست سیاست خارجی به مسئله ای روزمره تبدیل کرده است. وقتی رای دهندگان هزینه یک سیاست خارجی را در زندگی خود احساس می کنند، حمایت از آن سیاست نیز شکننده تر می شود.

پیام دوم، افزایش فشار کنگره برای پاسخ گویی است. دموکرات ها می توانند جلسات نظارتی برگزار کنند، درباره هزینه های جنگ و مبنای تصمیم های نظامی توضیح بخواهند و تلاش کنند با تصویب قطعنامه های اختیارات جنگی، ادامه عملیات را به مجوز کنگره مشروط کنند. مهم تر از همه، آنها می توانند با اختصاص بودجه های تکمیلی برای ادامه جنگ مخالفت کنند یا برای مصرف این منابع محدودیت بگذارند.

این ابزارها واقعی اند، اما نتیجه را تضمین نمی کنند. محدود کردن بودجه عملیاتی که نیروهای آمریکایی در آن حضور دارند، می تواند از نظر سیاسی دشوار باشد؛ زیرا مخالفان آن را به خطر انداختن امنیت نیروها تعبیر خواهند کرد. قطعنامه های محدود کننده اختیارات جنگی نیز ممکن است با وتوی رئیس جمهور روبه رو شوند. بنابراین، دموکرات ها برای تبدیل مخالفت سیاسی به محدودیت اجرایی، به انسجام داخلی و احتمالا همراهی شماری از جمهوری خواهان نیاز دارند.

آیا ترامپ به سوی مذاکره می رود یا تشدید تنش؟

اینجا مهم ترین بخش تحلیل قرار دارد. نتیجه انتخابات دو پیام متضاد برای رئیس جمهور دارد.

از یک سو، ادامه جنگ می تواند هزینه های اقتصادی و سیاسی بیشتری ایجاد کند. ترامپ برای حفظ حمایت عمومی، کنترل هزینه ها و جلوگیری از تبدیل جنگ به نقطه ضعف اصلی کارنامه خود، انگیزه بیشتری برای جست و جوی یک توافق یا دست کم کاهش شدت درگیری خواهد داشت. گزارش رویترز نیز به ارزیابی برخی دولت های خلیج فارس اشاره می کند که پس از این شکست انتخاباتی، احتمال تلاش بیشتر ترامپ برای دستیابی به توافق صلح را مطرح کرده اند.

از سوی دیگر، رئیس جمهوری که در داخل کشور تضعیف شده، لزوما به مصالحه روی نمی آورد. ممکن است برای نشان دادن قدرت، تثبیت میراث سیاسی خود یا واداشتن طرف مقابل به امتیازدهی، موضع سخت تری اتخاذ کند. اگر تهران نتیجه انتخابات را نشانه ضعف واشنگتن بداند و بر مواضع خود پافشاری کند، احتمال محاسبه اشتباه و تشدید بحران نیز وجود دارد. رویترز به همین دوگانگی اشاره کرده است: انتخابات می تواند فرصت توافق را افزایش دهد، اما برداشت نادرست از موقعیت طرف مقابل ممکن است به تشدید نظامی منجر شود.

با این همه، ارزیابی محتمل تر این نیست که انتخابات به تنهایی جنگ را متوقف کند؛ بلکه این است که ادامه جنگ برای ترامپ پرهزینه تر و دستیابی به یک راه خروج سیاسی جذاب تر شده است. این ارزیابی به معنای قطعی بودن مذاکره یا منتفی شدن حملات تازه نیست.

پیامد برای ایران؛ فرصتی محدود، نه تضمینی برای تغییر

برای تهران، نتیجه انتخابات یک فرصت احتمالی برای بازبینی محاسبات دیپلماتیک آمریکا ایجاد می کند، اما نباید آن را با تغییر بنیادین راهبرد واشنگتن اشتباه گرفت. دولت آمریکا همچنان می تواند تحریم ها را حفظ کند، فشار دیپلماتیک را ادامه دهد و در صورت تصمیم رئیس جمهور، اقدامات نظامی تازه ای انجام دهد. در مقابل، کنگره جدید می تواند هزینه چنین تصمیم هایی را افزایش دهد و از دولت بخواهد اهداف، منابع مالی و پیامدهای جنگ را روشن تر توضیح دهد.

پس مهم ترین تغییر، فعلا در موازنه قدرت داخلی آمریکاست، نه در اصل اختلاف میان واشنگتن و تهران. تحریم ها ممکن است ادامه یابند، حتی اگر تلاش برای پایان دادن به جنگ افزایش پیدا کند. مذاکره نیز ممکن است با حفظ فشار اقتصادی دنبال شود، نه به عنوان جایگزینی فوری برای آن.

پشت این محاسبات، زندگی انسان هایی قرار دارد که در واشنگتن و تهران در تصمیم گیری ها نقشی ندارند، اما پیامدهای آنها را تحمل می کنند: خانواده هایی که با افزایش هزینه ها روبه رو هستند، کسانی که آینده شغلی خود را نامطمئن می بینند و مردمی که نگران گسترش یک بحران طولانی اند.

انتخابات آمریکا صلح را به ارمغان نیاورده است؛ اما هزینه ادامه جنگ را تغییر داده است.

نوشته شده توسط: صدرا انصاری