اولین بار؛ جلوی دوربین زنده صدا و سیما

صفر تا صد یک تجربه که هیچوقت فراموش نمیکنم.
تا قبل از اون روز، صدا و سیما برای من یه جعبه جادویی بود که مردم از توش حرف میزدن و من از پشتِ تلویزیون نگاه میکردم. هیچوقت فکر نمیکردم خودم روزی بشینم اون طرف دوربین، اون هم تو یه برنامه زنده.
اما شد.
دعوت شدیم، من و جناب آقای کلانتری (مسئول محترم موکب)، تا درباره موکب امام رضا (ع) و کانون خدمت رضوی استان مازندران صحبت کنیم و من به عنوان مسئول روابط عمومی موکب امام رضا(ع) همراه ایشون رفتم.
از یه روز قبل تازه مطلع شده بودم. یه هیجان عجیب میاومد سراغم. صبح روز برنامه هم انگار نه انگار که قراره کاری کنم. ولی وقتی رسیدیم ساختمان صدا و سیمای ایلام، هیجانم ببشتر شد.
لحظه ورود به استودیو
همین که وارد استودیو شدیم، دنیای عجیبی بود. چراغهای بزرگ، دوربینهایی که هر کدوم یه زاویه رو میگرفتن، یه فضای شلوغ اما منظم که همه مشغول کار بودن. انگار پشت پرده یک فیلم رو میدیدی.
ما رو راهنمایی کردن که کجا بشینیم، میکروفنها رو وصل کردن، آقای کلانتری تقریبا آماده بود و میدونستم چه سوالاتی قراره ازش پرسیده بشه ولی من اطلاعی نداشتم که مجری محترم چی میخواست بهم بگه.
پخش زنده .....
همین که برنامه شروع شد و مجری گفت «سلام»، تازه فهمیدم یعنی چی. یعنی هر کلمهای که الان بگم، بدونِ امکانِ «کات»، میره پخش. یعنی نمیتونم بگم «ببخشید اشتباه گفتم، دوباره میگم».
اولش یکم نگران بودم که قراره چی ازم پرسیده بشه. اما کمکم کرد که قرار نیست درباره خودم حرف بزنم؛ قراره درباره کاری حرف بزنم که دوستش دارم. درباره موکب، درباره خادمها، درباره زائرهایی که با یه چای گرم و یه لبخند، یه دنیا آرامش میگیرن.
سعی کردم ساده هر چی ازم مجری پرسید رو فی البداهه جواب بدم ....
آقای کلانتری هم از زاویه مدیریتی گفتن؛ از سختی های کاری که انجام میشد، از شیرینی لحظاتی که یه زائر لبخند میزد یا میگفت «خدا خیرتون بده».
اون لحظه که تمام شد...
ترس از اشتباهات کلامی که انجام دادم، نگرانی از قضاوت شدن، استرسِ نگاهِ مخفی بینندهها همه اینا هست. اما اگه قرار باشه به خاطر این ترسها، از موقعیتهای خوب بگذریم، چیزهای زیادی رو از دست میدیم.
اون روز، من با یه لبخند از اون ساختمان بیرون اومدم. نه به خاطر اینکه کار بزرگی کرده بودم، بلکه به خاطر اینکه اون اولین بارِ رو پشت سر گذاشته بودم و دیدم که دنیا به آخر نرسید.
و مهمتر از همه، کنار کسی بودم که سالهاست در مسیر خدمت قدم برمیداره و بدون ادعا، کار میکنه. بودن در کنار آقای کلانتری، خودش یه افتخار بزرگتر بود........
تماشای برنامه ای که توش بودم ( ایران جان ):
پخش همزمان از شبکه سه سیما و شبکه استانی ایلام
دقیقه ۲۶